الفيض الكاشاني
مقدمه 52
مجموعة رسائل ( فارسى )
درِ پنجم در وصايت و امامت شخصى كه قابل حملِ وَحى و اعباى « 1 » رسالت باشد بسيار نادرست و همه وقت وجود او موافق حكمت نيست اگرچه حقّ تعالى بر همه امرى قادر است ، و نيز بندگان را در همه وقت شريعتى مجدّد در كار نيست بلكه يك شريعت كه محفوظ باشد مدّتها كافى است . بلى شرع را هميشه حافظى مىبايد و اگر نه امّت در او تصرّفات مىنمايند به مقتضاى اغراض فاسده و اهواى كاسده و به تدريج متبدّل و متغيّر مىگردد و از ميان مىرود . و نيز امّت را راهنماى كاملى مىبايد كه ايشان را به طاعت حقّ نزديك و از معصيت او دور مىكرده باشد و دادِ مظلومان را از ظالمان مىگرفته باشد و به فرياد ضَعَفه و عجزه مىرسيده باشد و آن راهنما بايد كه از ايشان ممتاز باشد به كمالى چند كه به سبب آن به حقّ نزديك باشد و با پيغمبر شريك باشد . مثل عِلم به اسرار نبوّت و انوار شريعت و تخلّق به محاسن اخلاق و تنزّه از عيوب ظاهره و باطنه و از ميل به دنيا و حكم به هوى و فعل معصيت و خطا ، تا او را به دل طاعت كنند و به جان منقاد گردند . و نيز چون غَرَض اصلى از آفرينش عالم ، وجود انسان است كه اشرف انواع
--> ( 1 ) - أعباء ، جمع عِبء : سنگينىها ، مسئوليتها ، بارها .